تبليغاتX
میرا
میرا
می‌نویسم که بگذرد
88/03/29
هزار باده‌ی ناخورده در رگ تاک است

هر چه خواستید کردید با ما در این هفت روز. هر چه خواستید کردید. پرونده‌ی جمعه‌ی سیاه پیش را هم ببندید، خیالی نیست. پرونده‌ی انصاف دست شما نیست شکر خدا که ببندیدش. هیچ‌وقت نبوده. نخواهد بود هم. ما وارثان مجاهدین‌ایم نه قاعدین. چهار سال که سهل است، هزار سال. شما باشید، ما هم هستیم. استوار و مطمئن‌. تاریخ هم آن گوشه نشسته، می‌نویسدمان. قدرت، رسانه، همه‌چیز اصلن، سهم شما. ما با همین چشم‌ها و دهان‌ها و مشت‌های گره‌شده و پاهای خستگی‌ناپذیر هم دوام می‌آوریم. اشک‌هایمان را روی شانه‌های بی‌پناه همدیگر می‌ریزیم و فریادمان را بر سر ظلم می‌کشیم. می‌خواهد میان خودمان باشد، می‌خواهد، به‌عادت معهود، میان شما.

انکارمان کنید. وادار به باور نمی‌توانید کنیدمان. شب بنامیدمان. ما به دمیدن صبح ایمان داریم.