هفت سال است که این جملات مهندس عزت‌الله سحابی آرامم می‌کند. جملاتی که مثل آب، آتش‌ افروخته از خامی و ناامیدی را سرد می‌کند و حاصل سال‌ها تجربه و مبارزه‌ی خیرخواهانه‌ است. و نباید فراموش‌شان کرد.

«حرفم الان این است که قبل از انقلاب در همان جنبش‌های چریکی، تبلیغ این بود که فرد خودش را آماده می‌کند گلوله به سینه‌اش بخورد، شهید شود، اما یک موقع، خودش را آماده می‌کند برای 5 سال، 10 سال تحمل ناملایمات تا در حرکت سیاسی‌اش از یک حدود عقلایی تجاوز نکند، رعایت اعتدال را بکند، آنها مرتب تهمت و افترا می‌زنند و شما سعی می‌کنید همیشه منطقی و آرام باشید، منطقی جواب بدهید، این هم یک نوع خویشتن داری و ایثار و فداکاری است. همیشه فداکاری این نیست که انسان سینه‌اش را سپر کند. اتفاقا فداکاری نوع اول آسان‌تر است. آدم یک تیر می‌خورد و بعد راحت می‌شود. اما در این حالت باید 5 سال، 10 سال، 15 سال رنج ببری و خودخوری کنی و با دیگران سروکله بزنی و پیش بروی. تحمل حرکت تدریجی از گلوله خوردن سخت‌تر است. گاهی اینها با هم مخدوش می‌شود. و خیال می‌کنند اگر بخواهی کمی آرام‌تر، معتدل‌تر جلو بروی این کوتاه‌آمدن و سازش است. من می‌گویم اصلا این طور نیست.»