فروردین
زندگی واقعا عجیبه. در کنار ملال همیشگیش گاهی چنان غافلگیرت میکنه که برق سه فاز از کلهت میپره و میگی نه٬ هنوز یه چیزایی هست. که ندیدم و نمیفهمیدم. اتفاقای ساده و رندومی که آدما رو به هم وصل و از هم قطع میکنه. اتفاقی که ممکنه افتادنش در گرو یه قلپ الکل اضافه باشه. یا یه خواب که دیدنش کاملا از ارادهت خارجه و صبحش بی هیچ پس و پیش تصمیم میگیری برای یکی تعریفش کنی. یا شکلات سوغات ارمنستان که میبری کافه با دوستت بخوری٬ همراه با شیش تا جای گنده که هرکدومش اندازهی یه کاسهی دیزیخوریه. چی مسیر رو تغییر میده؟ کی میدونه؟ هیشکی. و این همهچیزو دردناک و جذاب نگه میداره. قبلا هم اینو اینجا نوشته بودم. ولی چون نمیفهممش نمیتونم دست از سرش بردارم.
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۱/۱۱ ساعت توسط زهرا
|